بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

354

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

نيكو بود و باشد كه طبيعت بقى آن را دفع كند بعد الحل و باشد كه به براز اخراج كند و بعد حل شدن آن حقنه موافق كردن اولى بود و مزلقات خوردن يا مقئ جهت دفع آن اگر مانعى نباشد ذوقى را جائز بود و مفتحات قوى خوردن جائز نباشد و خاكستر چوب انجير هم بخاصيت مفيد آيد بتخصيص كه با انفخه خورند و ترياق الفضى و مسروديطوس هم موافق بود محمد ابن ذكريا گويد مردى را ديدم كه بقى پارهء همچو گوشت برانداخت و از ان هيچ دحشى درو پيدا نيامد و من بتفرس چنان دريافتم كه او را در معده همانا كه ناصورى بزرگ بوده و اصل آن ناصور باريك شده بود و به زور قى كنده شده بيرون آمده و اللّه اعلم آرزوهاى بد چون آرزوى گل و نمك و انگشت و گچ و برف و پوست تخم‌مرغ و چيزهاى تلخ و تيز و ترش و عفص سبب اين حال خلطى بد فضل و دغدغه‌كننده بود اندر فم معده و فم آن چنانچه اكثر حوامل را اين صورت واقع مىباشد بتخصيص در ماه دوم و سوم و ايشان آن را ويالان دكستا گويند و اين حال بيشتر حوامل را درين صورت واقع مىباشد چون از چار ماه و پنج ماه بگذرد بر طرف شود همچو غثيان جهت خرج شدن آن فضلات رحمى در بدن چنين واسطه رسيدگى آن و باشد كه در بعضى اين خون شود و بماند در تمامى عمر ايشان و آن را علاج دشوار باشد و موجب اين هم عادت برآمدن مواد بود از رحم بفم معده و آن قليل و گاه و گاه بود و بدان سبب آرزوى بديشان هم كم و گاه گاه بود بخلاف اوقات اوائل حمل و بعضى كودكان باشند كه ايشان را عادت كل خوردن بسى شده باشد و بر آن مانده باشند و به هيچ وجه از ان ممتنع نشوند علاج نخست تسكين دغدغه ايشان بخورانيدن مطلوب بايد كردن چه به هيچ چيز در حين خنيدن از روى ايشان بجاى آن مطلوب نه‌ايستد بلكه بعضى باشند كه اگر ديرتر مانند ضعف دل بر ايشان مستولى گردد بواسطهء ميل بخارات سهل از ان ماده روى بدل از جهت نيافتن مطلوب و بعد ازين تنقيهء خلط و تقويت معده بايد نمودن و تنقيه بدفعات و رفق كردن و طريق اولى در تنقيه حامله قى بود بمقئى مناسب و اگر زور قى بخيل سفر باشد تا تقويت معده نمايند بگوارش عود و گوارش فواكه و قرص و مصطگى و هيبه و امثال اينها و حب الشفا و حافظ الصحة با شراب بهى درينباب جامع النفع است و طعامهاى كه در ان اندك سير و خردل يا اندك فلفل و دارچينى باشد ايشان را مفيد بود و مرغ و كبوتر كباب و قليهاى نعناع